ساخت وبلاگ جدید
ساخت وبلاگ جدید و حرفه ای در چند ثانیه

احساس آرام



خوشبختی یک احساس است. 

و خوشبخت کسی است که احساس آرامش و رضایت درونی در  زندگی خود دارد. 

آیا شما یک آدم خوشبخت هستید؟

 

         عده بسیاری هستند که خوشبختی را در چیزهای دیگری به غیر از آرامش و رضایت جستجو می کنند. آنها خوشبختی را در لوازم و اثاث خانه و اتومبیل و ساختمان و پول و ثروت ، و شهرت می دانند. آنها در واقع زندگی نمی کنند بلکه به نوعی عمر خود را تلف می کنند.زندگی تعریف خاصی دارد. هرکسی که در این دنیا درحال نفس کشیدن و راه رفتن است ، ااما" درحال  زندگی نیست . فقط آنهایی به واقع زندگی می  کنند که  از لحظه لحظه های عمر خود لذت می برند و احساس رضایت و شادمانی  دارند. کسانی که لذت و شادمانی و رضایت خود را در زندگی ، به ماشین و خانه و پول و شهرت گره زنده اند ، هرگز خوشبختی را احساس نخواهند کرد زیرا که این وسایل نه پایانی دارند و  نه حد و اندازه ای  که بشود یک خط پایان برایش تعین کرد. 

    براحتی میتوانم حدس بزنم که بعضی از خوانندگان این مطالب میگویند ، ای بابا ، مگر میشود بدون ماشین و خانه شخصی و پول و ثروت زیاد احساس خوشبختی نمود؟ آیا تو نمیتوانی نشستن در اتومبیل آخرین مدل شاسی را تصور کنی؟ حتما" نمیدانی چه لذتی دارد؟

بله حق با این گروه از خوانندگان عزیز است. درست است که شاید همه دلشان بخواهد در اتومبیل گرانقیمت و آخرین مدل بنشینند و رانندگی کنند ، اما آیا شما با این طرز تفکری که الان دارید ، آیا اطمنیان دارید که بعد از بدست آوردن اتومبیل آخرین مدل ، واقعا" احساس خوشبختی خواهید نمود؟

یقین داشته باشید که اگر کسی در حال حاضر و با داشتن هر آنچه که در اختیار دارد، احساس خوشبختی نکند و احساس رضایت و شادمانی نداشته باشد ، قطعا" با بدست آوردن هر چیز فوق العاده و دور از انتظار دیگری هم احساس خوشبختی نخواهد کرد. زیرا که خوشبختی یک احساس است . خوشبختی هیچ ارتباطی با اتومبیل گرانقیمت و خانه و پول و ثروت و شهرت ندارد. هیچ یک از اینها نمی تواند به تنهایی خوشبختی را برای کسی به ارمغان بیاورد مگر اینکه آدمها ابتدا احساس خوشبختی را در درون خود و ذهن و باورشان ایجاد کرده باشند.

اتومبیل و خانه و پول و شهرت ، همگی فانی هستند. هیچ کدام ماندگار نیست. یعنی اینکه ممکن است تحت شرایط خاصی هر یک از آنها را ازدست بدهید.اما خوشبختی واقعی هرگز از بین نمی رود . با ورود چیزی به درون زندگی ما ایجاد نمی شود که با بیرون رفتنش ، از بین برود. کسی که با هر آنچه که در اختیار دارد ، میتواند احساس رضایت و خوشحالی داشته باشد به یقین خود را آماده دریافت بهترین های دیگری میکند. کسی که احساس رضایت و شکر گزاری دارد ، قطعا" توسط کائنات در حال جذب و دریافت چیزهای ارزشمند دیگری است که بزودی وارد زندگی او خواهند شد. 

در واقع این احساس است که هر آنچه راکه ما در زندگی بدست می آوریم ، ایجاد میکند. کلمات و افکار بدون احساس هیچ نیرو و توانی ندارند. شما ممکن است با دوست خود شوخی کنید و حرف به ظاهر زشتی را در قالب شوخی به او بگویید بدون اینکه او ناراحت بشود ، حتی باعث خنده و ایجاد یک تفریح برایتان خواهد شد. اما همان جلمه یا عبارت را به شخصی که در حال عبور از خیابان است ، بگویید. آن شخص  چه حالی پیدا میکند. قطعا" واکنش نشان می دهد و از شما بابت این توهین ، توضیح میخواهد. گاهی اوقات ما قادر هستیم که حتی با بیان کلمات ساده و معمولی که هیچ معنی بدی هم ندارند ، باعث ناراحتی و از کوره در رفتن دیگری بشویم. بستگی دارد که این کلمات و واژه ها با چه نوع احساسی بیان بشوند. این احساس است که به کلمات و جملات جان میدهد. 

من اصلا" نمیخواهم بگویم که برای پیشرفت و موفقیت و برای بدست آوردن هر آنچه که آرزو داریم و دوست داریم که داشته باشیم ، نباید تلاش کنیم  و فقط و فقط باید به همان داشته های فعلی قانع باشیم، اصلا" منظور من این نیست. تلاش و پشتکار لازمه یک زندگی موفق است. اما این زندگی موفق و پیروزی زمانی بوجود می آید که شما تلاشی با احساس مثبت و آرام داشته باشید. تلاشی که همراه با استرس و  ناراحتی و ناامیدی همراه است ، هرگز به ثمر نخواهد رسید. وقتی که شما از داشته های فعلی خود راضی باشید و شکر گزاری کنید، قطعا" آن احساس رضایت و شادمانی شما، احساس خوشبختی را برایتان بوجود  می آورد. شما با این احساس ، قدرت و نیرویی پیدا میکنید که میتوانید به تلاش و کوشش خود به صورتی معجزه آسا ادامه بدهید. آنگاه است که شما شاهد معجزه در زندگی خود می شوید. قرار نیست که همه کارها را در زندگی ، شما خودتان به تنهایی انجام بدهید. شما فقط استارت کار را می زنید و بقیه کارها و انجام خواسته ها و آرزوهای شما ، به عهده کائنات است. 

کائنات موظف هستند وقتی که شما را درحالت آرامش و رضایت و شادمانی مشاهده می کنند ، تمامی خواسته ها و آرزوهای شما را جامه عمل بپوشانند. وظیفه دارند که آنها را به واقعیت تبدیل کنند. شما زمانی به آرزوها و خواسته هایتان می رسید که احساس آرامش و شادمانی داشته باشید. شما با استرس و ناراحتی و نا امیدی قادر نخواهید بود از کائنات ، چیزهای خوب و با ارزشی به دست بیاورید. کائنات به احساس آرامش و شادمانی ، بهترین پاداش ها را میدهد. در عوض ، به احساس نیتی و دلخوری و غم و اندوه و نا امیدی ، نه تنها پاداش نمی دهد بلکه مجازات هم می کند. کیفیت اتفاقات زندگی آن شخص ، به بدترین شکل ممکن رخداد میکند. آنوقت ضرب المثل ، هرچه سنگه مال پای لنگه ، را به زبان می آوردند. دائما" شکایت و ناله میکنند که چرا این همه اتفاقات بد باید برای آنها رخ بدهد. از تصادفات پی در پی و از بیماری و اتفاقات بد دیگری شکایت میکنند که هر لحظه و هر روز به سراغشان می آید. 

ما خودمان باید تصمیم بگیریم که در زندگی چه میخواهیم. کسی که به دنبال خوشبختی است ، به دنبال بر آورده شدن آرزوهای خود است ، باید بتواند ، باید بتواند تاکید میکنم ، که از تمامی و تک تک داشته های فعلی خود احساس رضایت و شادمانی نماید. باید این تفکر و باور را در خود ایجاد کند که ، هرگز نباید خود را با دیگری مقایسه نماید. هیچ وقت خودتان را با کسی مقایسه نکنید. زیرا هرکسی در عالم خلقت ، یک انسان منحصر به فرد است. خداوند مهربان از شما فقط یک انسان آفریده است. کسی شبیه شما نیست. شما دوتا نیستید. توانایی های شما هم منحصر به فرد است. 

اشکال بزرگی که در زنگی ما آدمها وجود دارد و معمولا" باعث میشود که اجازه ندهد ما به زودی و راحتی به آرزوها و خواسته های خوب خود برسیم ، مقایسه کردن خودمان از هر لحاظ با دیگران است. دیگران را مشاهده میکنیم که در یک آپارتمان بزرگ و شیک زندگی میکنند و سوار بر اتومبیل آخرین مدل هستند. آنها را در یک طرف ترازو قرار میدهیم و خود را در طرف دیگر ترازو.(بدون اینکه به پیشینه و گذشته آنها و زحماتی که در راه بدست آوردن این امکانات  متحمل شده اند ،توجه کنیم). خوب طبیعی است که یک طرف این ترازو قطعا" سنگین تر خواهد بود. آیا شما باور ندارید که برای موفقیت و بدست آوردن خواسته های خود ، باید تلاش کنید. باید وقت بگذارید. شما در گذشته برای خود و برآورده شدن آرزوهایتان چه کرده اید؟ درگذشته چه کرده اید که الان دقیقا" درحال تجربه ی داشتن آنها هستید. ما می کاریم و بعد درو میکنیم. زندگی غیر از این نیست.  شما هرچقدر که تلاش کرده باشید و احساس خوبی از خود بروز داده باشید ، قطعا" کیفیت اتفاقات زندگی اتان بهتر بوده است . الان بهتر زندگی میکنید. و همین الان هم اگر آرزویی دارید و خواسته ای که دلتان می خواهد آن را تجربه کنید ، باید وقت بگذارید و برنامه ریزی کنید. باید احساس خوبی داشته باشید. از داشته های دیگران شاد باشید. از اینکه دیگران سوار بر اتومبیل آخرین مدل می شوند خوشحال باشید و برایشان آرزوی سلامتی و شادی کنید. مطمئن باشید با این احساس و تفکر ، شما در مسیر بدست آوردن آن اتومبیل یا شبیه آن قرار خواهید گرفت. اگر نمرات خوب و قابل قبولی در مدرسه و دانشگاه بدست نمی آورید ، ناراحت و غمگین نباشید ،  به دانش آموزان و دوستان خود که درسشان خوب است و نمرات بالایی میگیرند ، با حسرت و احیانا" حسادت نگاه نکنید. با لبخند به آنها نگاه کنید و برایشان موفقیت بیشتری آرزو نمایید. احساس خوب شما ، با احساس موفقیت آنها گره می خورد و اتصالی بین شما و آنها و درنهایت کائنات برقرار می شود. احساسات مشابه  و افکار مشابه ، یکدیگر را جذب میکنند. 

بجای افسوس خوردن از اینکه چرا ، بعضی چیزها را ندارید ، احساس خوشحالی و شادمانی و شکر گزاری را در وجود خود زنده کنید. خیلی راحت و ساده است . هیچ فرمول پیچیده ای ندارد. شما فقط کافیست که احساس رضایت و شادمانی کنید. وقتی به آسمان نگاه میکنید ، احساس خوشحالی کنید. وقتی هوای پاک را تنفس میکنید احساس شادمانی و رضایت کنید. منتظر نباشید که حتما" یک اتفاق خاصی در زندگی شما رخ بدهد تا آنگاه تصمیم بگیرید که خوشحال باشید و خود را خوشبخت احساس کنید. خوشبختی خود را به هیچ چیزی  گره نزنید. خوشبختی خریدنی نیست. خوشبختی را نمیتوان بدست آورد. خوشبختی فقط در درون خود شماست. شما باید آنرا در خود بیدار کنید. اجازه ندهید که هیچ چیزی باعث ناراحتی و غمگین شدن شما بشود. غم و اندوه ، و نا امیدی و افسردگی ، دشمن آرزوها و خوشبختی و سعادت شما هستند. شما فقط با احساس آرام و مثبت و شادمانی میتوانید به مرور زمان و به  وقت خود ، به خواسته ها و آرزوهای خود برسید. 

به یاد داشته باشید که با حسرت خوردن ، هرگز به چیزی نمی رسید. نه تنها نمی ر سید بلکه فرسنگ ها هم فاصله پیدا میکنید. حسرت ، نا امیدی و افسردگی به بار می آورد. شما را از هدفتان دور میکند. شما باید همیشه امیدوار باشید. امیدواری هم در سایه ، توجه به داشته های فعلی تان ایجاد میشود. شکر گزاری و قدردانی بابت داشته های  فعلی خودتان. 

خانمی که هم اکنون ، در بهترین شرایط و آپارتمان و درآمد عالی ، زندگی میکند تعریف میکرد که در گذشته های نه چندان دور ، در یک اتاق به اتفاق شوهرش زندگی میکردند. اتاق آنها به قدری قدیمی و فرسوده بود که گچ های دیوارش درحال ریختن بودند. او میگفت ، برای اینکه این گچ ها ، باعث کثیف و آلوده شدن کف اتاق و لباس هایمان نشود، مقداری نایلون را به ارتفاع یک متر از کف اتاق ، به دیوار ها چسبانیده بود تا هنگام نشستن ، گچ ها نریزند و باعث کثیف شدن لباس هاییشان نشوند. میگفت ، همسرم صبح زود از خانه بیرون میرفت و هنگام شب به خانه باز میگشت. 

وقتی او این خاطرات را تعریف میکرد ، من  به نوعی شوکه شده بودم. منتظر بودم که در ادامه بگوید ، وقتی شوهرش می آمد به شدت غر می زد و سرش داد می کشید که این چه زندگی است که برایم درست کرده ای. دیگران را نگاه کن و خجالت بکش. 

اما این خانم محترم تعریف کرد که نه تنها به شوهرش غر نمی زد بلکه با خوشرویی با او برخورد میکرد و همواره به او دلداری و امیدواری میداد که چقدر خوشبخت هستند و از زندگی خود لذت می برند. بعد چند سال کار و تلاش مداوم و از همه مهمتر وجود یک احساس آرام و رضایت بخش ، توانستند یک خانه کوچک خریداری نمایند. آنها همواره شادمان و شکر گزار بودند. هرگز ناله و شکایت نمی کردند. هرگز به داشته های دیگران حسادت نمی کردند  و حسرت نمی خوردند. آنها بابت هر آنچه که در اختیار داشتند ، خوشحال بودند و احساس رضایت و شادمانی داشتند. این احساس رضایت و شادمانی در سایه تلاش و پشتکار ، باعث بوجود آوردن فرصت های طلایی در زندگی آنها شد.

علت اینکه این همه تاکید میشود تا  ، بابت داشته های فعلی خود شکرگزار و راضی باشید ، این است که باید بدانید که فقط در سایه احساس آرامش و رضایت و شادمانی است که شما میتوانید به بقیه خواسته ها و آرزوهای خوبتان برسید. رسیدن به هدف هایتان ، نیازمند زمان است. یک نوازاد ، زمانی متولد میشود که 9 ماه اقامتش در رحم مادرش ، به پایان رسیده باشد، اگر زودتر به دنیا بیاید ، قطعا" دچار ناهنجاری هایی خواهد شد. 

پس صبور باشید و از هر آنچه که هم اکنون در اختیارتان است لذت ببرید. احساس خوبی داشته باشید و با همین احساس رضایت و شادمانی به سمت هدف هایتان حرکت کنید. 

مهم نیست که الان چه نوع گوشی موبایلی در اختیارتان است.مهم نیست که الان چه مقدار پول در حساب بانکی اتان است. مهم نیست که هم اکنون ، با پای پیاده به محل کار خود می روید و بر می گردید. مهم نیست که الان و درحال حاضر در چه خانه ای زندگی میکنید.

مهم این است که تا چه اندازه از داشتن همین امکانات فعلی خودتان خوشحال و رضایتمند هستید. 

مهم  این است که تا چه میزان شکرگزار داشته های الان خود هستید.

مهم این است که چه میزان احساس آرامش و خوشحالی در وجودتان نهفته است.

مهم این است که تا چه میزان خودتان را دوست دارید.

مهم این است که تا چه اندازه ، برای خودتان ارزش قائل هستید و هرگز خودتان را با کسی مقایسه نمیکنید.

مهم این است که تا چه اندازه خوشحال هستید و از بابت حضور خانواده و پدرو مادر و برادر و خواهر خود ، احساس خوشحالی و شکرگزاری می کنید. 

خوشحالی و شکرگزاری شما ، نعمت های بیشتری را به سمت شما  سوق خواهد داد. شما جذب میکنید هر آنچه را که دوست دارید. به هر آنچه که فکر میکنید.

مهم نیست که  هم اکنون چه میزان در اختیار دارید. مهم این است که شاد باشید و احساس رضایت و آرامش را در خود زنده نگهدارید.

شما به زودی به تمام خواسته ها و آرزوهایتان می رسید.


احساس آرام

در قسمت قبل که با عنوان " تصمیمات عجولانه " بود ، در مورد ارتباط شما با اطرافیانتان گفتم که چگونه باید درخواست و تقاضایتان با شرایط فعلی شما مطابقت داشته باشد. اما این به دان معنی نیست که شما خواسته های محدودی نسبت به کائنات عالم و خودتان داشته باشید. شما میتوانید و قادر هستید که بی نهایت از خودتان و کائنات درخواست و دریافت نمایید.

     نکته بسیار مهم وظریفی وجود دارد که اکثر آدمها به آن توجه نمی کنند. یا اگر توجه نمایند سریع از آن عبور میکنند. آن نکته این است که آدمها فراموش میکنند که قبل از فرمان به  ضمیرناخودآگاه و کائنات ، برای بدست آوردن خواسته هایشان ، ابتدا باید خودشان را " آرام " نمایند. به عبارتی تا از در درون خود "احساس آرامی " نداشته باشند نخواهند توانست چیزی را از بیرون دریافت نمایند.

درواقع دریافت کردن ، پیش نیازی به نام " احساس آرام و مثبت " می خواهد. اگر کسی آرامش نداشته باشد ، هرگز نخواهند توانست با طوفانی که در درونش وجود دارد برداشتی از زمین ذهن و باور خودداشته باشد. طوفان درون  موجب میشود تا شما نتوانید نمای مناسبی از داشته های خودتان و یا درخواست هایتان از کائنات را به خوبی ببینید.

اکثر آدمها دوست دارند به بهترین ها دست پیداکنند. اما عده کمی فقط میتوانند به این خواسته ها،  دست پیدا کنند. 

در این گونه مواقع شخص عصبی تر شده و به زمین و زمان دشنام می دهد که چرا من نمیتوانم علی الرغم درخواست ها و تمرکزهایی که بر روی خواسته هایم دارم ، آنها را بدست بیاورم.

همانگونه که اشاره شد ، شما ابتدا باید با خودتان کنار بیایید. تکلیفت خودتان را با خودتان روشن کنید. نمیشود که از یک طرف در درونتان مضطرب و پریشان باشید و طوفانی در وجودتان باشد و از طرف دیگر به یک هدف فکر کنید و دائما" بخواهید که به آن هدف برسید. شما ابتدا باید خودتان را آرام کنید. شما باید بدانید که تا زمانی که در درونتان آرامش وجود نداشته باشد هرگز به خواسته هایتان نخواهید رسید. 

مهم نیست که شما چه چیزی میخواهید. همانطور که در فیلم " راز " مشاهده می کنید ، برای  کائنات مقدار و اندازه ملاک نیست. کائنات برایش فرقی نمی کند که شما یک چیز خیلی گرانقیمت میخواهید یا یک چیز بسیار کوچک و ارزان قیمت مورد نظرتان است.کائنات طبق یک قانونمندی مشخص کار میکند. کائنات در درجه اول به نوع احساسی که همراه پیام های دریافتی از ضمیرناخودآگاه شما هستند توجه میکند. 

به یادداشته باشید که کائنات با احساس شما کار دارند. پیام هایی که شما از طریق ضمیرناخودآگاه به کائنات ارسال میکنید هرکدام حاوی یک احساس هستند. احساسی که به آن پیام هویت و شکل میدهد. کائنات به پیام های بدون احساس پاسخ نمی دهد. بخاطر همین است که خیلی ها با وجود اینکه بارها و بارها و شاید سالها به خواسته خود فکر میکنند و درموردش حرف میزنند اما هرگز به خواسته و هدف خود نمی رسند. دلیلش هیمن است که خواسته ها بدون احساس است.

هر پیامی احساسی خاص دارد. یعنی یک  کد مشخصی برای کائنات دارد. کائنات هنگام دریافت پیام های شما ، باید یک "کد " مشخص را دریافت کرده و نسبت به ماهیت آن کد ، اقدام نماید. شما وقتی فقط به یک اتومبیل فکر میکنید ، و با خود میگویید که من دلم میخواهد یک اتومبیل داشته باشم تا با آن به مسافرت بروم، این پیام ناقص است و در هیچ گروه و کدی طبقه بندی نمیشود.شما اگر سالیان سال هم این چنین پیامی را به کائنات ارسال کنید هیچ اتفاقی رخ نخواهد داد. پس لطفا هر پیامی که به کائنات ارسال میکنید حتما احساس مربوطه به آن را هم ارسال کنید تا پیام شما شناسایی شده و توسط کائنات مورد اجرا قرار بگیرد.

اکنون سوال این است که چگونه میتوان احساس لازم و کد مخصوص هر پیام ذهنی را تولید و سپس به کائنات ارسال نمود.

به زودی در این مورد مطلب جدیدی به نگارش در می آید.


احساس آرام

یکی دیگر از عواملی که موجب میشود تا آدمها خوشبختی را دیرتر احساس کنند ، انتظارات بیجا و بی اساس آنها از خودشان ، دیگران  و کائنات عالم است.

به یاد داشته باشید که رسیدن به خواسته ها و هدف هایتان نیازمند زمان است. زمان فرصت خوبی برای ماست تا بتوانیم خواسته ها و آرزوهایمان را ویرایش نماییم و احیانا" اگر نیازمند تغییر بود ، آنرا عوض کنیم. زمان به ما کمک میکند تا بهترین را انتخاب و بدست بیاوریم.

تصور کنید که رسیدن به آرزو و خواسته هایتان ، بلافاصله بعد از  درخواست ، اجابت می شد . مانند چراغ  جادو . انگار غول چراغ جادو ، مقابلتان است و هر آرزو و خواسته ای که دارید بلافاصله بر آورده میشد. میدانید چه اتفاقی رخ میداد. احتمالا" شما غافل گیر می شدید. چون اصلا" آمادگی داشتن آن شرایط را پیدا نکرده اید. 

در فیلم مستند زیبا و ارزشمند راز ، به زیبایی هرچه تمامتر به این نکته اشاره شده است. آنجایی که آقایی با دیدن کارت پستالی که عکس فیل روی آن است ، آرزوی داشتن یک فیل را در ذهن خود ایجاد میکند. همان لحظه فیلی در اتاقش ظاهر میشود. او شوکه میشود و بعد شروع میکند به جمع آوری فضولات فیل از اتاق نشیمن خود. او هنوز هیچ جایی برای نگهداری و تغذیه آن فیل تدارک ندیده است. 

بقیه آرزوها و خواسته های ما هم به همین گونه است. خودتان همین الان به یک آرزو و خواسته ای که در ذهن دارید فکر کنید. تصور کنید که همین الان آن خواسته و آرزوی شما بر آورده شده است. مطمئا" غافل گیر شده اید. چون هیچ برنامه از قبل تعیین شده ای برای آن نداشته اید. 

پس ، منتظر ماندن  برای رسیدن به آرزو و خواسته های خود را مفید و ارزشمند بدانید و مطمئن باشید که این به نفع شماست.

بزرگی گفته است که ،هر آنچه را که ذهن انسان بتواند تصور کند ، میتواند بدست بیاورد. 

گاهی اوقات ما حتی از فکرکردن وتصور کردن به خواسته ها و  آرزوهای خود هم خودداری میکنیم. گویا اصلا" باور نداریم که ممکن است هر آنچه که بدان فکر میکنیم و در ذهنمان تصورش را داریم ، روزی به واقعیت تبدیل بشود. به توانایی های خود و  کائنات ایمان نداریم. باور نداریم که اگر بخواهیم ، بدست می آوریم. این بی اعتمادی به خود و کائنات ، موجب میشود که همیشه در جا بزنیم. هیچ وقت شاهد پیشرفت و موفقیت خود  نباشیم.همیشه قانع باشیم به همان چیزهایی که هم اکنون در اختیارمان است و با حسرت به دیگران و پشرفت هایشان نگاه کنیم.انگار تقدیر و سرنوشت ما ، تا همین جا رقم خورده است. 

ضمیرناخودآگاه و کائنات ، اصلا" توجهی به این موضوع ندارند که ما چه جور آدمی هستیم. با چه ویژه گی و خصوصیات خلاقی . در چه مسیری حرکت میکنیم. کجا زندگی میکنیم. با چه کسانی در ارتباط هستیم. چه میزان تحصیلات داریم. چه میزان امکانات درحال حاضر در  اختیارمان است. ضمیرناخودآگاه و کائنات ، در وحله اول به تصورات و تجسمات ما نگاه میکنند. ضمیرناخودآگاه منتظر است که ببیند ما چه تصاویری را برایش ارسال میکنیم. ضمیرناخودآگاه بدون توجه به اینکه این تصاویر واقعی هستند یا نه ، و اینکه آیا الان در زندگی ما حضور دارند یا خیر. بدون در نظر گرفتن اینکه ، آیا ما لیاقت داشتن این چیزها را داریم یا نه، فقط و فقط به تصاویر ارسالی توجه کرده و آنها را به کائنات ارسال میکند. ضمیرناخودآگاه ، همانگونه که از نامش معلوم است ، ناخودآگاه و بدون اینکه بداند چه میکند ، تصاویر دریافتی از طرف ضمیرخودآگاه و ذهن ما را دریافت میکند و بعد از اینکه یک کپی برای خود برداشت ، اصل تصویر را به کائنات برای عملی شدن انتقال میدهد.

شما باید خواسته ها و آرزوهایتان را بصورت تصویر ( تاکید میشود بصورت تصویر) به ضمیرناخودآگاه خود بفرستید. اگر این سفارش بصورت یک فایل ویدیویی باشد که به مراتب بهتر خواهد بود. یک فایل ویدیویی قدرت بسیار بالاتری دارد نسبت به یک فایل تصویری ساده . شما وقتی که خواسته و آرزوی خود را بصورت یک فایل ویدیویی می بینید و آنرا به ضمیرناخودآگاه خود میدهد ، ضمیرناخودآگاه هم آن فایل ویدیویی را با ویرایش های مخصوص خودش ، به کائنات ارسال میکند. کائنات با دریافت این فایل ویدیویی ، که قطعا" تاثیر گذارتر از یک فایل صوتی یا تصویری بصورت عکس است ، اقدام به ایجاد و تغییر کیفیت اتفاقات زندگی شما بر اساس آن فایل ویدویی دریافتی خواهد کرد.

خیلی از آدمها حتی حاضر نیستند که این تصویر ویدیویی را در ذهن خود ایجاد کنند. آنها فقط منتظر معجزه هستند. بدون اینکه حتی یک تصور ساده و یک تجسم مثبت از شکل آرزوها و خواسته هایشان در ذهن ایجاد کنند، فقط منتظر هستند تا اتفاقات خوب از راه برسند. هرگز چنین اتفاقی رخ نخواهد داد. هرگز.

لطفا به خودتان کمی زحمت بدهید و آرزوها و هدف هایتان را درذهنتان تصویر سازی کنید. در ابتدا  کمی سخت به نظر می رسد. اشکالی ندارد با تمرین همه چی درست میشود. تمرین کنید. ابتدا از یک فایل تصویری ساده بصورت یک عکس ، در ذهن خود شروع کنید. مثلا" عکس یک شکلات یا بیسکوئیت بخصوص را در ذهن خود مجسم کنید. یا عکس یک نوشیدنی را در ذهنتان تصور  نمائید. روی آن متمرکز بشوید. از زاویه های مختلف به آن نگاه کنید. مثلا" آن نوشیدنی را در سر یک میز ناهار یا شام و یا اینکه درحال خوردنش در کنار دوستانتان در پارک و سینما و یا اینکه آنرا ببینید که در ویترین فروشگاهی قرار دارد و شما میخواهید آنرا برداشته و میل کنید. 

از اینگونه تصورات شروع کنید و ادامه بدهید. بعدا" از فایل های ویدیویی استفاده کنید. مثلا" یک صحنه ای که دوست دارید در خانواده و یا محیط کار خود اتفاق ب بیفتد را در ذهنتان تجسم کنید. خودتان را درحال تجربه ی آن اتفاق ببینید. بصورت های مختلف. خودتان را ببینید که درحال گفتگو با دوستانتان هستید. خود را با لباس موردنظرتان ببینید. آنقدر این صحنه ها را درذهن خود تکرار کنید که گویا از  قبل برایتان اتفاق افتاده است و شما درحال به یاد آوردن آن هستید. 

ضمیرناخودآگاه اصلا" اهمیت نمیدهد که شما درحال به یاد آوردن یک خاطره از گذشته  هستید یا اینکه در حال بازسازی تصور یک اتفاق برای آینده . ضمیرناخودآگاه هر آنچه را که بصورت فایل های شنیداری یا تصویری دریافت میکند ، برایش به منزله این است که شما گویا درحال تجربه و انجام آن اتفاقات درحال حاضر هستید. ضمیرناخودآگاه نمیتواند تشخیص بدهد که این تصویری که الان شما درذهن خود دارید مربوط به گذشته است یا آینده یا حال. ضمیرناخودآگاه ، دقیقا" احساسی معادل بار همان تصویر ، ایجاد کرده و محتوای آن احساس را به کائنات برای عملی شدن ارسال میکند. 

ضمیرناخودآگاه اصلا" کاری ندارد که شما قبلا" این اتفاق را تجربه کرده اید. او آماده است تا مجددا" شرایط ایجاد همان اتفاق را برای بار دوم یا چندم ، ایجاد کند. پس بسیار مهم است که تصاویری زیبا و ارزشمند برای ضمیرناخودآگاه خود بفرستید. بازسازی این تصاویر نیازمند زمان است. ارسال این تصاویر به ضمیرناخودآگاه هم نیازمند زمان خاص خودش است. ارسال این تصاویر از ضمیرناخودآگاه به کائنات هم نیازمند زمان است. و در ادامه ، عملیاتی شدن آن تصاویر توسط کائنات هم زمان خاص خودش را خواهد داشت. 

همانطور که اشاره شد ، عده ای بسیار از مردم اصلا" دوست ندارند که این فاصله زمانی را طی کنند. درحالی که همانطور که دیدید ، وجود این زمان ، برای مراحل عملی شدن  خواسته ها و آرزوهای ما اامی است. 

نکته مهم دیگر اینکه ، در این فاصله ، از ارسال تصاویر به ضمیرناخودآگاه ، تا رسیدن به کائنات و عملی شدن آن هدف ، ما شرایط و آمادگی لازم برای داشتن و یا تجربه آن اتفاق را به خوبی پیدا کرده و در هنگام وقوع آن اتفاق خوب و خوشایند ، بهتر میتوانیم آنرا مدیریت کنیم.

لحظه لحظه های هر روز و شب شما که درحال طی کردن آن هستید ، نقطه ای از خط ارتباطی شما با هدفتان است که در آینده قرار است به آن برسید. پس همین لحظات سپری شده درحال حاضر را دست کم نگیرید. مراقب احساس خود باشید. مراقب سخنان و تفکرات خود باشید. زیرا این لحظات درحال گسترش و ادامه پیداکردن تا خود هدفتان است. اگر این لحظات فعلی را خراب کنید. با افکار منفی و نا امید کننده ویا سخنان بیهوده و منفی و یا با شنیدن موضوعات ناخوشایند ، قطعا" باعث مشویم که موقعیت  و شرایط مسیر حرکتمان در کمی جلوتر را با کیفیتی خراب و نامطلوب تجربه نمائیم.

اما اکثرا" دچار یاس و نا امیدی میشوند. دلیلش آن است که هدفی وجود ندارد. هدفی مشخص نیست که بخاطرش صبر کنند. تلاش کنند. انگیزه داشته باشند. اگر هدف و خواسته ای  وجود نداشته باشد، دیگر صبر و تحمل چه معنایی خواهد داشت. 

هدف از نگارش این مطلب این است که شما ،  همین الان تصمیم بگیرید که برای2 یا  5 یا 10 سال بعد خود برنامه داشته باشید. برای اینکه بتوانید بهتر و راحت تر برای آینده برنامه ریزی کنید و تصمیم بگیرید، ابتدا باید مشخص کنید که دقیقا" چه میخواهید. تا زمانی که شما ندانید چه میخواهید ، هرگز نخواهید توانست برنامه ای منسجم ومنظم برای هدف و آرزویتان تدوین کنید.

ابتدا به خواسته و آرزوی خود بصورت یک تصویر ساده فکر  کنید. 

مثلا" اگر میخواهید گواهینامه رانندگی بگیرید ، ابتدا شما باید تصویری از یک یا چند گواهینامه رانندگی را با چشم خود و در واقعیت ببینید. گواهینامه رانندگی یکی از بستگان یا دوستان خود را نگاه کنید و آنرا لمس نمایید. تصاویر ذهنی شما باید همراه با احساس باشند. گواهینامه رانندگی را دردستان خود بگیرید و درحالی که به تمام زوایای آن نگاه میکنید ، در ذهن خود ، تصویر خود را بر روی آن گواهینامه ببینید. درذهنان نام و مشخصات خودتان را روی آن گواهینامه مشاهده کنید. همچنان که با انگشتان و کف دستان آن گواهینامه را لمس میکنید ، عکس و مشخصات خود را بصورت دقیق روی آن ببینید. این کار را بارها و بارها تکرار کنید. 

وقتی که شما این ذهنیت و تصویر سازی ذهنی را انجام دادید ، در واقع مرحله اول تجسم خلاق شما انجام گرفته است. 

مرحله دوم این است که شما باید با در ذهن داشتن آن تصویر قبلی ، ( لمس و تصور عکس و نام و مشخصات خود روی گواهینامه ) یک فایل ویدیویی از آن هدف وخواسته خود که همان دریافت و اخذ گواهینامه رانندگی است ایجاد کنید. این بار شما باید در ذهن خود و عالم خیال تصور کنید که درحال رانندگی هستید. شما اتومبیل را به خوبی می رانید و از کوچه و خیابان ها عبور میکنید. شما باید خودتان را کاملا" مسلط و ماهر ببینید. حتی در ذهن خودتان ، هنگام رانندگی ، از خطا و اشتباه کردن باید خودداری کنید. با دقت تمام رانندگی نمایید. از استارت زدن و حرکت اتومبیل ، در ذهن خود ببینید تا زمانی که اتومبیل را در کنار خیابان یا پارکینک پارک میکنید و ازاتومبیل خارج می شوید. 

بعد از این مرحله ، شما باید یک  گام جلوتر رفته و خود را در حالت آزمون ببنید. باید خودتان را تصور کنید که درحال انجام آزمایش رانندگی هستید و به بهترین شکل ممکن از انجام رانندگی بر آمده اید. باید لحظه به لحظه و مو به مو ، از آن اتفاقی که قرار است تجربه کنید را درذهن خود ببینید. 

گاهی اوقات حتی تصور یک اتفاق هم ایجاد هیجان و استرس میکند. اشکالی ندارد. انجام هرکاری برای بار اول کمی سخت است و ایجاد دلهره میکند. شما وقتی کاری را برای اولین بار حتی در ذهن خود انجام میدهید ، دچار کمی دلهره و استرس میشوید که این طبیعی است. نگران نباشید و انجام آن کار را برای بار دوم و چندم تکرارکنید. گاهی اوقات به خودتا تلنگر بزنید که این یک تصور ساده است و الان که نه اتومبیلی است و نه افسر راهنمایی و رانندگی، پس بدون دلهره به انجام آزمون برای بار چندم بپردازید.

به یادداشته باشید که این کار باید تکرار بشود. نه یک بار بلکه برای چند بار . تا زمانی که شما ، وقتی آن اتفاق را در ذهن خود تجسم میکنید ، دیگر اصلا" استرس و نگرانی در وجودتان   نباشد. 

نکته جالب داستان اینجاست که وقتی شما در ذهن خود عملی را انجام میدهید ، همانگونه که قبلا" اشاره شد ، ضمیرناخودآگاه ، قادر نیست که بفهمد این اتفاق در گذشته افتاده است یا اینکه قرار است در آینده بوقوع بپیوندد. ضمیرناخودآگاه با این باور که شما هم اکنون درحال تجربه این اتفاق هستید ، احساس آن را در شما ایجاد میکند. لذا هرچقدر شما با روحیه و باور و امید بیشتری ، آن تصورات در ذهن خود ایجاد کنید ، به همان میزان احساس بهتری در شما ایجاد میشود. احساس شما هرچقدر قوی تر و بهتر باشد ، به همام میزان ، کیفیت اتفاق افتادن آن در آینده ، به مراتب بهتر و زیباتر خواهد بود. 

چون ارتباط عجیب و تنگاتنگی بین کیفیت احساس ما و کیفیت اتفاقاتی که در آینده قرار است رخ بدهند ، وجود دارد.

اصلا" نگران بزرگ بودن آرزو و خواسته خود نباشید. برای کائنات و ضمیرناخودآگاه، اندازه معنی ندارد. این ما هستیم که در ذهن خود ، حد و اندازه و محدودیت را تعیین میکنیم. این ما هستیم که درذهنمان بزرگ یا کوچک بودن چیزی را ایجاد میکنیم. برای کائنات بزرگی و کوچکی و کمی و زیادی معنی ندارد. 

ضمیرناخودآگاه و کائنات ، فقط دستورات و فرامین صادره از طرف ما را انجام میدهند. باهر شکل و کیفیت و مقدار که باشد . 

پس بهترین و زیباترین تجسمات را درذهن خودداشته باشید. بهترین ها را برای خود تصور کنید و دائما" به تمرین بدست آوردن و رسیدن آن بپردازید. 

شما بزودی به خواسته و هدف خود ، به بهترین شکل ممکن می رسید.


احساس آرام

در این قسمت میخواهم به نحوه تولید احساس و ارسال کد مخصوص به کائنات برای اجرایی شدن  فرمان های شما که در قالب درخواست از ذهن و ضمیرناخودآگاهتان به کائنات ارسال میکنید نگارش نمایم.

همانگونه که گفته شد ، کائنات عالم به پیام های بدون " احساس " پاسخ نمیدهد. پس به خودتان زحمت اضافی ندهید و همینطوری به رویاها و آرزوهایتان نپردازید ، چون نه تنها وقتتان گرفته میشود بلکه بخاطر عملی نشدن خواسته هایتان ، سرخورده و افسرده هم خواهید شد.

کائنات برای اجرایی کردن خواسته های شما که هر چیزی ممکن است باشد (بزرگ یا کوچک. اندازه برای کائنات اهمیت ندارد) نیاز به دو چیز خیلی مهم دارد. که این دو چیز باهم و مکمل هم هستند. یعنی اینطور نیست که بگوییم مثلا" اول به پیام نیاز دارد و بعد به احساس یا اول به احساس نیازمند است و بعد پیام. خیر. این دو باید همیشه همراه هم باشند.

کائنات به پیام های بدون احساس پاسخ نمیدهد. به همین خاطر است که انسان های زیادی سالیان سال بدون رسیدن به خواسته ها و آرزوهای قشنگشان ، ناکام مانده اند. 

کتاب ها و فیلم ها و سمینارهای زیادی در زمینه اینکه چگونه به خواسته ها و آرزوهایمان برسیم ، چگونه فکرکنیم و ذهن خود را تقویت نماییم بوجود آمده است ، که بسیار هم مفید هستند اما تا شما ابتدا شروع به آرام سازی خود نکنید و احساس خوب و مثبت و خوشحالی را در خود ایجاد نکنید ، هرگز به دردتان نخواهد خورد.

قبل از اینکه خواسته و هدف خود را روی کاغذ بیاورید و روی آن فکر  کنید ، ابتدا شروع به آرام سازی خودکنید. شما باید آرام باشید. احساس آرامی که در درون شما ایجاد میشود موجب میشود تا زمینه کاشت دانه های فکری و ذهنی شما آماده بشود.

به شرایط موجود خود نگاه کنید. به هر آنچه که در اختیار دارید فکرکنید. مهم نیست که اکنون از داشتن آنها خرسند و راضی نیستید. مهم این است که باید احساس خودتان را متناسب با داشته های فعلی خود قرار بدهید. بدین معنا که با خودتان حرف بزنید و به خودتان گوشزد کنید که این چیزهایی که اکنون در اختیار من هستند ، نتیجه تلاش و افکار و احساسات من در گذشته بوده است. این بدان معنا نیست که من بیشتر از این نمی توانم  بدست بیاورم. این بدان معنا نیست که من در همین قسمت از زندگی محکوم به توقف هستم. ابتدا با خودتان دوست بشوید. باخودتان روراست باشید. خودتان را گول نزنید. با خودتان بد رفتاری نکنید. خودتان را سرزنش نکنید. حیف است که باخودتان اینگونه حرف بزنید و رفتارکنید. به خودتان محبت و مهربانی نمایید. با مهربانی بگویید که مثلا" محمد ، هرچه که اکنون در اختیار توست نتیجه گذشته توست. تو از این به بعد هر آنچه راکه بخواهی ، حتما" در زندگی آینده تو شکل واقعی به خود می گیرد ، اما به شرط اینکه ابتدا بابت داشته های فعلی خودت شکر گزار و ممنون باشی و احساس خوبی درخود ایجاد کنی. به حرفهای کسانی که دائما" در حال  به رخ کشیدن داشته هایشان هستند توجهی نکنید. به سخنان کنایه آمیز کسانی که با طعنه با شما حرف میزنند توجه نکنید. شما خواسته هایتان را ازخودتان قرار است طلب کنید ودریافت نمایید نه ازدیگران. دیگران جزو کائناتی هستند که موظف و مامور هستند تا به شما کمک نمایند تابه خواسته هایتان برسید.  بعد از اینکه بابت داشته هایتان احساس خوبی در خود ایجاد کردید احساس آرامی پیدا خواهید کرد. حرص نخواهید خورد. از اینکه چرا در این شرایط هستید ناراحت نخواهید بود. خود را با دیگران مقایسه نمی کنید. چون شما منحصر به فرد هستید. احساس رضایتمندی از بابت هر آنچه که هستید و در اختیاردارید به شما کمک میکند تا " کد " مورد نظر ، برای کائنات را زودتر  ایجاد نمایید. با اطرافیانتان مهربان باشید و رفتار مناسب و خوبی داشته باشید. زیرا رفتار شما و طرز سخن گفتن شما با دیگران به نوعی در ایجاد احساس در درون شما ، کمک میکند. هر جور که شما با اطرافیانتان برخورد کنید و حرف بزنید ، همان در واقع نوعی باور و در ادامه احساسی خاص در شما تولید میکند.

وقتی شما از بابت داشته های فعلی خود رضایتمند باشید و خوشحال ، این احساس شما به خودی خود ، به کائنات انتقال پیدا میکند. کائنات در این هنگام شروع به زمینه سازی برای دریافت درخواست های شما خواهد کرد. هرچقدر شما احساس بهتر و قشنگ تری داشته باشید ، سرمایه گذاری بیشتری در زمینه ایجاد احساس آرام و مثبت برای کائنات و تولید " کدهای "مربوطه خواهید کرد.

خیلی ها بر این باور هستند که ، من با وجود این امکانات کم و نداشته هایم ، چگونه میتوانم احساس خوبی داشته باشم. چگونه میتوانم وقتی پول کافی برای خرید کفش و لباس مورد نظرم ندارم ، احساس خوب و قشنگی داشته باشم؟ چگونه میتوانم احساس خوبی داشته باشم وقتی دوستانم با اتومبیل شخصی به این سو و آن سو می روند و من باید با تاکسی به دانشگاه یا محل کار خود بروم؟ آیا میتوان در چنین شرایطی احساس خوبی داشت؟

اشکال کار دقیقا" در همین جاست. این گونه افراد ، همیشه به نداشته هایشان فکر میکنند. در مقابل عوض اینکه به داشته های خود ( هر آنچه که دراختیار دارند ، از یک لباسی که در تن دارند یا یک گوشی معمولی و حضور پدرو مادر و برادر و خواهر درکنارشان ،.)  توجه و تمرکز نمایند ، به داشته های دیگران فکر میکنند و تمرکز می نمایند. آنها بجای اینکه به داشته های  حتی اندک خود در حال حاضر، اندیشه کنند ، به داشته های دیگران فکر میکنند. آنها را بزرگنمایی میکنند. دراین هنگام بدون اینکه خودشان بدانند چه میکنند ، داشته های دیگران را در ذهن خود بزرگ کرده و خود را ضعیف و  کوچکتر می بینند. این کف ترازو همچنان به نفع دیگران در حال سنگین تر شدن است. آنها هرگز نخواهند فهمید که با فکر کردن و تمرکز روی داشته های دیگرانی که اصلا" به آنها فکر نمی کنند و برایشان اهمیتی ندارد، درحال خراب تر کردن احساس خود هستند و درحال زمینه سازی برای بدترین اتفاقات در آینده برای ارسال به کائنات می باشند.

گاهی اوقات خیلی ها معنی لذت بردن را فراموش میکنند. آنها نمی دانند که حتی وقتی در شرایط سلامت جسمی و روانی هستید ، خوردن یک تکه نان و پنیر و سبزی ، چه نعمتی است و چه قدر میتواند لذت بخش باشد. خیلی ها هستند که تعریف لذت را فقط در زندگی و داشته های دیگران جستجو میکنند. آنها از خود هیچ نمیدانند. آنها هرگز از وجود خود و داشته های خود لذت نمی برند. آنها همیشه در انتظار یک چیز خوب هستند.  درحالی که نمی دانند آن چیز خوب ، هرگز به سراغشان نخواهد آمد زیرا درحال حاضر آنها قادر نیستند لذت را برای خود تعریف  کنند. آنها قادر نیستند از داشته های فعلی خود لذت ببرند. 

شما ابتدا باید یاد بگیرید که از داشته های فعلی خودتان خوشنود باشید و لذت ببرید. این به دان معنا نیست که خودتان را گول بزنید. ضمیرناخودآگاه و کائنات هوشمند طراحی و خلق شده اند و هرگز نمیتوان آنها را گول زد. شما با گول زدن خودتان ، خودتان را متوقف میکنید. در همان نقطه ای که هستید خواهید ماند.  

خودتان را دوست داشته باشید. خودتان را تحقیر نکنید. با مطالعه سرگذشت  افراد موفقی که در گذشته ، وجودداشته اند و یا کسانی که هم اکنون وجود دارند و با تلاش و پشتکار و احساس خوب و مثبت به خواسته هایشان رسیده اند ، خودتان را آرام کنید و آنها را الگوی خود قرار بدهید. به هروسیله ای که میتوانید باید به خودتان بقبولانید که شرایط فعلی شما ، نتیجه تلاش و خواسته ها و احساس شما درگذشته است. به خودتان بقبولانید که این ها دقیقا" قرار نیست که در آینده هم به همین صورت باقی بمانند. داشته های فعلی شما قرار است تغییر نمایند. قرار است شما به تمام چیزهایی که در ذهن خود بصورت رویا می پرورانید برسید. شما استحقاق رسیدن به خواسته هایتان را دارید آنهم به بهترین شکل ممکن. اما ابتدا لطفا با خودتان مهربان و روراست باشید. 

گاهی درخلوت خود با خودتان حرف بزنید. از خودتان سوال کنید. مثلا" بگویید ، محمد ، تو در گذشته ، واقعا چه کارهایی برای بهبود وضعیت زندگی خود کرده ای؟ آدم به خودش که نمیتواند دروغ بگوید. واقعا" چقدر بصورت اصولی تلاش کردی و چقدر در ایجاد احساس آرام و خوب در وجود خودت و اطرافیانت تلاش کردی؟ چقدر بابت داشته هایت ، هرچند اندک، شکر گزار بودی؟ بعد از اینکه این سوال ها را از خود کردید ، آنگاه به گذشته خود مراجعه کنید و کارهایی که انجام داده اید را مرور کنید. آنگاه خواهید دید که کجاها کم کاری داشتید و در چه جاهایی برای خودتان کم گذاشتید. گاهی اوقات ما بدون فکر و برنامه ریزی کارهایی انجام می دهیم که نتیجه آن تحمل ضرر و زیان مالی فراوانی به ما میشود. آیا سزاوار است که گناه بی فکری های خود را به گردن زمین و زمان بی اندازید و از زمین و زمان شکایت کنید؟

خودتان را خوشبخت فرض کنید. وقتی میخواهید خودتان را خوشبخت تصور کنید ، دوباره ممکن است دیگران و داشته های دیگران بصورت ناخواسته وارد ذهن شما بشوند و اجازه ندهند شما خودتان را خوشبخت تصور کنید. زیرا در گذشته ، در ذهن شما اینگونه تعریف شده که آدمهای خوشبخت کسانی هستند که مثلا از آخرین مدل اتومبیل و خانه های آنچنانی و سرمایه فروان بهره مند هستند. در این هنگام نتیجه گیری میکنید که خوب ، پس من  قطعا" نمیتوانم یک آدم خوشبخت باشم، بیخودی به خودت زحمت نده.

باید بدانید که این افکار درابتدا به سراغ شما می آیند اما اصلا" نگران نباشید. اینها موقتی هستند و نتیجه باورها و افکاری است که درگذشته و سالیان سال در خود ایجاد کرده اید. با تمرین احساس خوشبختی خواهید توانست به واقع خود را خوشبخت احساس کنید. فقط تکرار کنید. هر بار به اطراف خود نگاه کنید. به خودتان نگاه کنید و ابتدا یک لبخند بزنید و از خدایی  که تمام آنها را به رایگان در اختیارتان  گذاشته قدردانی کنید. خدایا بابت همه چیز از تو سپاسگزارم. تو به واقع مهربان ترین هستی. به این ترتیبت روی داشته های خود تمرکز خواهید کرد.از بابت داشتن آنها لذت خواهید برد. این فکر و باور در شما  بوجود می آید که ، شمایی که توانسته اید تا به این مرحله از داشتن ها ( هرچند کم) برسید ، قطعا" به بیشتر از این هم میتوانید دست پیداکنید. این باور در شما ایجاد میشود که مثلا" داشتن اتومبیل مدل بالا یا داشتن یک سرمایه مالی یا خرید یک خانه شخصی یا رسیدن به مدارج عالی دانشگاهی ، برای شخصی خاص رقم نخورده و به نام اشخاصی خاص ، از قبل ثبت نشده است. تمام اینها بعدا" بدست می آیند. 

 

با تکرار و تمرین آرام سازی خود و ایجاد حس خوشحالی و شادابی در خویشتن ، زمینه فراهم شدن کدهای قابل دریافت برای کائنات فراهم میشود. 

به یاد داشته باشید تا زمانی که شما شادمان و  خوشحال نباشید ، کائنات به خواسته های شما پاسخ نخواهند داد. 

ممکن است گذشته چندان جالبی نداشته باشید. ممکن است اتفاقات ناخوشایندی را درگذشته تحمل کرده باشید ، که گاهی حتی یاد آوری آنها شما را عذاب بدهد ، اما به یاد داشته باشید که آن اتفاقات هرچه که باشند متعلق به گذشته بوده اند. گاهی اوقات شما بر این باور هستید که گویا همچنان اتفاقات گذشته ، همراهتان است و شما را رها نمی کنند. این به خاطر این است که شما دائما" به آن اتفاق که درگذشته رخ داده فکرمیکنید. شما باید آنرا رها کنید. آن اتفاق هیچ قدرت و توانایی از خود ندارد. این شما هستید که میتوانید آنرا همراه خود نگهدارید و یا برای همیشه رهایش کنید. بجای آن به چیزهای بهتری که درکنارتان وجود دارد فکرکنید. شما نمی توانید بگویید که من هیچ چیزی برای شکر گزاری و خوشحالی کردن بابت آن ندارم. هیچ کسی نمیتواند چنین حرفی را به زبان بیاورد. 

وقتی شما احساس خوشایند و آرام و مثبتی دارید ، آرام آرام و به مرور زمان ، ارتباط نزدیک و تنگاتنگی با کائنات پیدا خواهید کرد. اندک اندک و بدون اینکه خودتان متوجه بشوید شاهد اتفاقاتی در زندگی خود خواهید شد که قطعا" موجب تعجب شما خواهد شد. اما تمام اینها باید زمینه داشته باشند. شما با احساس منفی و ناراحتی و غم و اندوه ، نمیتوانید چیز خوبی به دست بیاورید. با اخم و ناراحتی و نیتی ، هرگز نخواهید توانست به رویاها و خواسته هایتان دست پیدا کنید. آدمهای ناراحت و عصبی ، هرگز در شرایط خوبی قرار ندارند. همواره از یک موضوعی در رنج و ناراحتی هستند. همیشه درحال ناله و شکایت هستند. آنها همواره احساس منفی و بدی را به کائنات ارسال میکنند. کائنات هوشمندانه و قانونمند ، بر اساس آن احساس ، کیفیت اتفاقات زندگی هر شخصی را رقم میزنند.

بعد از اینکه شما احساس خوبی در خود ایجاد کردید ، آنگاه آماده خواهید بود برای درخواست کردن. درخواست هر آنچه که در ذهن و رویاهایتان وجود دارد. 

به یادداشته باشید که شما تا یک زمین حاصل خیز و شخم خورده و آماده برای کاشتن بذر نداشته باشید ، هرگز نخواهید توانست ، حتی با اختیار داشتن بهترین بذرهای دنیا، چیزی در دل زمین خشک و غیر حاصلخیر بکارید.

رویاها و خواسته های شما در حکم همان " بذر " هستند. زمین حاصلخیز هم همان احساس مثبت و خوب شماست. که به کائنات منتقل میشود. زمین و بذر از شما و انجام شدن کاشت و داشت و برداشت هم با  کائنات.

به امید موفقیت روز افزون شما در سایه داشتن احساس آرام  و خوب و شاد در زندگی .


احساس آرام

 

چراغ جادوی قصه ها ، فقط قادر بود که سه آرزو را بر آورده نماید. یعنی اگر شما یک چراغ جادو در اختیار داشتید ، و با دست کشیدن بر روی آن ، غول چراغ را بیدار میکردید ، آن غول فقط میتوانست سه آرزو برای شما بر آورده نماید.هر آرزویی که شما داشته باشید برای این غول چراغ جادو ، بر آورده کردنش بسیار سهل و آسان است. اما اشکال کار در اینجاست که شما فقط سه آرزو میتوانید داشته باشید. از هزاران آرزویی  که دارید فقط باید سه آرزو را انتخاب کنید و به غول چراغ جادو دستور بدهید که برایتان انجام بدهد.

آدمی از زمان های بسیار دور ، دوست داشته است که همواره چنین چراغی در اختیار داشته باشد و بتواند هر وقت و هر کجا که اراده کرد ، به آرزوها و خواسته های خود دست پیدا کند. این خواست او باعث شد که برای یافتن این چراغ جادوی ارزشمند به همه جا سر کشی کند. اعماق اقیانوس ها را در نوردید و به فضا رفت و سیارات دیگر را مورد بررسی و جستجو قرار داد. اما هرگز نتوانست به آن چراغ جادوی قصه ها دست پیدا کند. هر بار که تلاش بیشتری میکرد ، کمتر موفق میشد. گویا اصلا" چنین چیزی وجود خارجی ندارد و فقط مخصوص قصه هاست. 

تااینکه بلاخره بعد از کوشش فراوان و جستجوی زیاد ، توانست آنرا بیابد. انسان نمی دانست که آن چراغ  جادوی ارزشمند ، خیلی نزدیک تر از آن است که حتی فکرش را بکند. درواقع چراغ جادو در وجود خود او بود. در درون او پنهان شده بود. بلاخره او توانست آن چراغ جادو را دردرون خودش کشف کند و آنگاه بودکه خلاقیت ها و توانایی های واقعی اش ظهور پیدا کرد.



 


احساس آرام

در هر  لحظه افکار ناخواسته زیادی به ذهن ما هجوم می آورند.

گاهی اوقات به نظر می رسد که ما هیچگونه کنترلی روی آنها نداریم. درست است که ما نمی توانیم جلوی ورود ناخواسته افکار را به ذهنمان بگیریم ، اما قادر هستیم که مسیر حرکت این قطار فکری را به  نفع خودمان تغییر بدهیم. 


افکار ما به خودی خود وارد ذهن ما نمی شوند . معمولا" ما با دیدن یک صحنه ، یا شنیدن یک  گفتگو ، یا یک صدای خاص و یا صحبت در مورد یک موضوع بخصوصی ، افکاری خاصی  را وارد محوطه ذهن خود می کنیم. 

این افکار بلافاصله بعد از ورود  به ذهن ما شروع به حرکت کرده و در یک مسیر مشخص پیش میرود. مسیر این حرکت را نوع تفکرات ما که ، از جنس مثبت باشند یا منفی ، تعیین خواهند نمود.

این قطار افکار که با سرعت بسیار زیادی درحرکت هستند ، قادر به توقف نیستند. این قطار افکار هیچ گونه ترمزی ندارد که ما بتوانیم در همان نقطه آنرا متوقف نماییم و از ادامه حرکتش جلوگیری کنیم . تنها کار ممکن این است که مسیر حرکت این قطار فکری  تندرو را عوض نمائیم.

به عنوان مثال ، وقتی که یک صحنه ی منفی ( زدو خورد یا کشت و کشتار) را مشاهده میکنید ،  ناخودآگاه افکارتان به سمت و سوی احساس منفی و یاس و نا امیدی حرکت می کند ، شما بلافاصله باید با تغییر نگرش و نگاهتان از آن صحنه و توجه به مکانی دیگر یا موضوع دیگری ، این مسیر حرکتی را تغییر بدهید . به همین راحتی . یا مثلا" اگر درحال گفتگو در مورد موضوع خاصی هستید که در ادامه متوجه می شوید که درحال جذب افکار  منفی و یاس و نا امیدی  هستید ، بلافاصله باید موضع صحبت را عوض کنید یا محل گفتگو را ترک نمایید.

این کاملا" اختیاری است . اما ما اکثر اوقات بخاطر مصلحت و در نظر گرفتن برخی ملاحظات یا خجالت کشیدن از طرف مقابل ، آن گفتگوی منفی را قطع نمیکنیم و ترجیج میدهیم که در همان فضای فکری منفی باقی بمانیم ، اما طرف مقابل ما از دست ما دلخور نشود.

کاملا" مشخص است که ماندن در آن فضای ذهنی منفی و ناخوشایند ما را وارد یک مرحله جدیدی خواهد کرد که احساس منفی  نام دارد.

وقتی که ما یک احساس منفی و ناخوشایند پیدا می کنیم ، سپس باید شاهد تجربه اتفاقات و رویدادهای زندگی خود به بدترین شکل  ممکن باشیم.

در یکی از سمینارهای استاد گرانقدر دکتر علیرضا آزمندیان از ایشان در مورد اینکه چگونه مسیر منفی یک گفتگو را عوض کنیم، پرسیدم ، ایشان چنین فرمودند: 

بدون اینکه به روی طرف مقابل بیاورید ، موضوع صحبت را عوض کنید. مثلا" وقتی ایشان درحال بیان مطالب منفی و یاس آوری است  که در ادامه موجب افسردگی شما میشود ، بلافاصله و بدون مقدمه ، موضوع یک دورهمی خانوادگی یا فامیلی و یا دوستانه را که در سینزده بدر پارسال داشتید را مطرح  کنید و یا خاطره جالبی که از جشن تولد یا عروسی  یکی از دوستان یا بستگانتان داشتید و ایشان هم حضور داشتند را مطرح نمایید ،به این ترتیب ، مسیر گفتگو به سرعت  تغییر میکند. ایشان ناخواسته متوجه میشود که شما تمایلی به ادامه این گفتگو ندارید و از ادامه بحث خودداری میکند.

(من خودم بارها و بارها از این فرمول به ظاهر ساده اما کارآمد  بهره برده ام).

گاهی اوقات شما کسانی را می بینید که با خودشان حرف میزنند. آنها درواقع در حال مرور افکارشان هستند. به نوعی افکارشان را با صدای بلند بیان میکنند.

شما هم میتوانید در هر لحظه ، افکارتان را با صدای بلند بیان کنید. افکارتان را به زبان بیاورید. تا خودتان هم به خوبی آنها را بشنوید. آنها را ویرایش کنید. شما میتوانید موضوع  افکارتان را تغییر بدهید. وقتی درحال ورود به یک کانال  فکری  منفی و ناخوشایند هستید ، سریع به خودتان تلنگری بزنید و با تاکید بر اینکه شما نباید در این مسیر قرار بگیرید و حال خودتان را خراب کنید از ادامه این مسیر مخرب جلوگیری نمایید. اشراف لحظه به لحظه داشتن به افکار خودتان را بصورت یک عادت همیشگی در بیاورید. هر لحظه که یک موضوع منفی وارد ذهن شما شد و در قطار فکری شما نشسته و شروع به حرکت کرد ، بلافاصله با خودتان حرف بزنید و مثل یک دوست صمیمی و خیرخواه، به خودتان گوشزد کنید که ادامه این فکر میتواند به شما آسیب بزند . من نباید در چنین مسیر فکری قرار بگیرم. من باید همیشه بهترین نوع افکار را در سر داشته باشم. به تجربه ثابت شده که این تلنگر کوچک ، و این اشراف لحظه به  لحظه ، بر روی افکار ، میتواند ما را از ورود و ادامه ی یک مسیر فکری منفی که شاید احساسمان را بکلی خراب کند ، نجات بدهد. 

وقتی یک ارتعاش فکری منفی ، مثل حسادت یا کینه و دشمنی ، وارد ذهن شما میشود ، اگر این افکار ، ادامه پیدا کند ، موجب میشود که نوعی باور منفی در شما ایجاد بشود. باورهای منفی ، احساس منفی در شما ایجاد می کند. احساس منفی شما ، باعث میشود که برخورد و رفتارتان با اطرافیانتان ، بر اساس همان احساس و باور شکل بگیرد. رفتاری ناخوشایند و سرد که باعث میشود دیگران هم احساس و باور خوبی از شما نداشته باشند. ارتباط شما با اطرافیانتان خراب میشود و دیگران تمایلی به ادامه همکاری با شما نخواهند داشت. 

اما اگر بتوانید با اشراف لحظه به لحظه به افکارتان و جلوگیری از ادامه ی آن فکر منفی ، جلوگیری کنید ، بلافاصله یک فکر مثبت و زیبا  جایگزین آن میشود و شما را در یک احساس مثبت و آرام قرار میدهد. احساسی که در برخورد و رفتارتان شکل پیدا میکند و دیگران متوجه این حس خوب شما میشوند. اطرافیانتان دوست دارند که با شما بیشتر صحبت کنند و از ادامه همکاری با شما لذت میبرند. 

گاهی اوقات ما میخواهیم خشم و حسادت و نفرت خودمان را به نوعی از وجودمان تخلیه کنیم. با افکاری که از ذهن ما  میگذرد ، بازی میکنیم و به شاخ و برگ دادن آن می پردازیم. در ذهن خود از کسی غولی درست میکنیم و درحالی که آن غول بی حرکت و ثابت یکجا ایستاده است ما با انواع سخنان منفی و ناسزا به کوبیدن او می پردازیم. بدون اینکه وی حتی بتواند از خود دفاع نماید. چنین آدمهایی بسیار ضعیف و ناتوان هستند. آنها از بیان مستقیم نظرات و ایده های خود به طرف مقابل بیم دارند و این هراس و ناتوانی اجازه نمیدهد که رو در رو و مستقیم با ایشان صحبت کند و نظرات خود را بیان نماید. 

لذا در فکر خود شروع به دعوا و درگیری با ایشان میکند و هرچه که دلش میخواهد به او میگوید.

به نظر می رسد که ایشان خودش را تخلیه عصبی و روحی کرده است ، اما در اصل این چنین نیست. نه تنها تخلیه عصبی صورت نگرفته است بلکه با بیان این مطالب منفی ، ضمیرناخودآگاه خود را به صورت بدی برنامه ریزی کرده و احساس ناخوشایندی را درخود بوجود می آورد. این شخص در ذهن خود با طرف مقابل دعوا کرده و هرچه دلش خواسته به او گفته است. او را به شدت کوبیده و له کرده. اما در واقع چنین نیست. وقتی درواقعیت آن شخص را مشاهده میکند ، در کمال ناباوری می بیند که ایشان به هیچ عنوان صدمه ای بابت سخنان و دشنامهایش  ندیده است. دیدن این حالت در شخص مقابل ، به شدت حال ایشان را خراب تر میکند زیرا که تمام تلاشش بی نتیجه مانده است. این احساس بر احساسات منفی قبلی افزوده میشود و کینه و دشمنی ایشان دو چندان میگردد.

بخاطر همین است که گفته میشود باید افکار را کنترل نمود. به محض اینکه موضوع منفی ، وارد ذهن ما شد ، از ادامه حرکت آن جلوگیری کنیم. مثل یک دوست خوب و دلسوز ، با خودمان صحبت کنیم و حتی خود را نصیحت نمائیم . راه درست را نشان خودمان بدهیم و گوشزد کنیم که این چنین درمورد دیگران فکر کردن و حرف زدن اصلا" خوب نیست و در ادامه فقط باعث میشود که حال خودت بدتر بشود. بجای نفرت و دشمنی ، به دوستی و محبت فکر کن. دوستی و محبت ، احساسی مثبت و زیبا در تو بوجود می آورد که باعث میشود  کیفیت اتفاقات زندگی تو خوب و زیبا بشود . دیگران هم حتما" متوجه این احساس خوب شما  میشوند و به همان شکل با شما  رفتار میکنند. 

شما خودتا هستید که فکر میکنید. شما خودتان هستید که سخنان خوب یا بد را به زبان می آورید. شما باید خودتان تصمیم می گیرید که چگونه فکرکنید  . شما خودتان باید تصمیم بگیرید که چگونه صحبت کنید . دیگران شما را مجبور نمی کنند که فکر بد بکنید. دیگران حتی شما را مجبور نمیکنند که فکر کنید .دیگران کاری به سخن  گفتن شما ندارند. اگر درجایی که لازم نیست ما حرف نزنیم قطعا" به ما نخواهند گفت که ایشان لال است و قدرت سخن گفتن  ندارد. 

ما خودمان ابتدا فکر میکنیم و بعد سخنی بر مبنای آن فکر بیان میکنیم . افکار ما بر اساس باورهایمان شکل می گیرند. اگر شما باور درستی از کسی داشته باشید ، قطعا" افکار زیبایی در مورد او از ذهنتان  خواهد گذشت. افکار زیبا موجب میشود تا سخنان و کلماتی که به زبان می آورید زیبا و خوشایند باشند.

 

افکار و باورهای ما با نوع سخنانمان و درنهایت شخصیت و سرنوشت ما ، همیشه با هم در ارتباط هستند

 احساس مثبت یا منفی = افکار مثبت یا منفی  بوجود می آورند.

افکار مثبت یا منفی = باورهای مثبت یا منفی ( باورهای غلط یا درست ) در ما ایجاد میکند.

باورهای غلط یا درست = موجب ایجاد رفتارهای غلط یا درست میشود.

رفتار = شخصیت مثبت یا منفی ما را شکل می دهد.

شخصیت = سرنوشت انسان ها را رقم میزند. 

علت اینکه این همه به داشتن یک احساس آرام و مثبت توصیه میشود همین است. یعنی اگر شما مراقب باشید و کنترل لحظه  لحظه به افکار و رفتار و احساستان داشته باشید ، هرگز سرنوشت ناخوشایندی را تجربه نمی کنید. 

سرنوشت خوب یا بد هرکسی همین الان و توسط خودش نگاشته میشود. وقتی که اجازه نمیدهد احساسش خراب بشود و همواره افکار و باورهای زیبایی دارد، طبیعی است که سخنان خوب و مثبت و زیبایی هم به زبان خواهد آورد. در نتیجه چنین کسی شخصیت عالی و در نهایت سرنوشت خوبی را تجربه میکند.

وقتی کسی براحتی جلوی درب خانه ای یا کارگاهی ، یا روی یک پل ، اتومبیل خود را پارک میکند و بدون در نظرگرفتن حق و حقوق دیگران ، به دنبال کار خود می رود ، ایشان  با این رفتار به این باور رسیده  که اگر برای حتی چند دقیقه ، اتومبیل خود را در جای نامناسب پارک کند هیچ اشکالی ندارد. این باور اشتباه ، تفکر اشتباه دیگری را ایجاد میکند. وقتی با اعتراض کسی مواجه می شوند ، با این تفکر که مردم چقدر سخت گیر هستند و حالا مگر چه شده که این قدر ناراحت شده اید، شروع میکنند به توجیه اشتباه خود و اینکه ، سخت نگیرید من  فقط چند دقیقه رفتم و آمدم . همین. سخنان آن شخص خاطی ، نه تنها مشکل را حل نمیکند بلکه بیشتر باعث ناراحتی طرف مقابل میشود. نوع سخن گفتن این شخص خاطی ، به نوعی تصویر یک شخصیت منفی و زشت را در نظر مجسم میکند. هیج کسی از چنین آدمی خوشش نمی آید و به عنوان یک آدم بی شخصیت که رفتاری زشت و دور از فرهنگ صحیح پارک، از خود نشان داده ، نگاه میکنند.

این خیلی مهم است که ما رفتاری از خود نشان بدهیم که دیگران با دید احترام به ما نگاه کنند.

نوع رفتار و  سخن گفتن ما به دیگران می فهماند که ما دارای چه نوع تفکرات و باورهایی هستیم و درنهایت چه شخصیتی داریم.

به یادداشته باشید که فقط با شخصیت مثبت و زیبا میتوان ، کیفیت اتفاقات زندگی خود را به بهترین شکل ممکن رقم زد.

  •  

احساس آرام

گر صبر کنی ز غوره حلوا سازی !

اگر با کمی دقت به این ضرب المثل توجه کنیم خواهیم دید که در این جمله از دو کلمه غوره و حلوا استفاده شده است.همه ما به خوبی میدانیم که حلوا یک خوراکی شیرین است و غوره یک  خوردنی ترش مزه می باشد. از نظر محتوایی و طعم و شکل ، این دو  هیچ شباهتی با هم ندارند، اما چگونه میشود که با کمی تامل و شکیبایی ، غوره ترش تبدیل به حلوای شیرین میشود؟

همانطور که میدانید غوره اگر مدتی بماند تبدیل به انگور و سپس  کشمش خواهد شد و کشمش شیرین است و میتوان از آن در ساخت حلوا استفاده کرد. اما این غوره نیاز به زمان دارد. باید یک مدت زمان خاصی را طی کند تا تبدیل به انگور و  کشمش بشود. در این ضرب المثل ، سعی شده ارتباط و تاثیر صبر و شکیبایی را در دگرگونی اتفاقات زندگی ، نشان داده بشود.

شاید بتوان اتفاقات و حوادث زندگی را ،  که به نظر می رسد  گاهی ناخواسته برای ما رخ میدهند ، به همان غوره تشبیه نمود. و اتفاقات خوب و خوشایند را به حلوا تعبیر کرد. اتفاقات به ظاهر ناخوشایند و نامیمون ، اگر با  صبر و شکیبایی همراه باشد ، میتواند دگرگون شده ،و تغییر ماهیت بدهد. 

تصمیمات عجولانه که گاهی آدمها بر اثر خشم و عصبانیت مرتکب آن میشوند پیامدهای ناخوشایندی در پی دارد. پیامدهایی که گاهی ممکن است اصلا" قابل جبران نباشد. هنگام عصبانیت و خشم ، عقده های درونی و پنهان آدمها ، خودشان را به یکباره نشان میدهند و درخواست پاسخ میکنند. عقده هایی که ممکن است سالیان سال همراه یک آدم با وی زندگی کرده باشد ، در هنگام خشم و عصبانیت خودش را نشان میدهد و با ایجاد احساسی خاص ، فرمانی خاص را در مغز ایجاد میکند.

همانگونه که میدانید در هنگام خشم و عصبانیت ، مغز توانایی پرداختن به قسمت های مثبت و به عبارتی دیدن نیمه پر لیوان را ندارد.( آینده کاملا" نامعلوم به نظر می رسد) چون فقط به دفاع و یا حمله می پردازد. عقده های روانی که سالیان سال همراه آدمها باقی مانده ، در زمان خشم و عصبانیت ، بهترین مجال را برای نشان دادن خود ، پیدا میکند. این عقده ها ، به سرعت میخواهند تخلیه بشوند و برای تخلیه شدن آنها ، نیاز به تصمیمات تند و تیز و عجولانه هست که اصلا" اندیشه و تدبیر و آینده نگری ، هیچ نقشی در آن ندارند.

بدترین قسمت داستان زمانی است که آدمها تصمیمات عجولانه را  از روی خشم و نفرت  اتخاذ میکنند و بعد از مدتی عواقب ناخوشایند آن را خودشان و اطرافیانشان مشاهده می نمایند. این عواقب گاهی اصلا" قابل جبران نیستند. فقط در آن لحظه است که آدمها کمی و آن هم به مدت خیلی کوتاه ، احساس آرامش موقتی میکنند که آن هم بخاطر تخلیه سریع  عقده های جامانده از  زمان گذشته می باشد. درحالی که بعد از مدت  بسیار کوتاهی ، شاید چند ثانیه یا چند دقیقه ، دوباره همان احساس سابق به شخص دست می دهد. به عبارتی این عقده ها مانند یک تکه کش هستند که ظاهرا" از مغز به بیرون پرتاب میشوند اما دوباره با سرعت به درون مغز بازگشت میکنند.زیرا این عقده ها ریشه در احساسات و باورهای  ما دارند و به این راحتی ها  جدا نخواهند شد.

همیشه  به یاد داشته باشید که شرایطی که  شما در حال حاضر در آن به سر می برید ،  ارتباط مستقیمی با کیفیت اتفاقات زندگی شما در گذشته دارند.اگر شما درحال حاضر در یک موقعیت نامناسب قرار گرفته اید (که ممکن است این فقط احساس و نظر شخصی شما باشد ، درحالی که در اصل چنین چیزی نباشد) قطعا" این شرایط به ظاهر ناخوشایند نتیجه افکار و احساسات شما در گذشته بوده است. همیشه ارتباط بین شرایط و موقعیت فعلی خود را با واقعیت های موجود در زندگی اتان را در نظر داشته باشید. توقعات و خواسته های شما در موقعیت فعلی اتان ، باید بر اساس اندوخته های گذشته اتان باشد. اگر در گذشته درحساب بانکی خودتان مبلغ یک میلیون تومان پس انداز نموده اید ، اکنون انتظار برداشت دو میلیون تومان از آن حساب ، نابخردانه خواهد بود. شما نمیتوانید بیشتر از آنچه که اندوخته اید دریافت و یا برداشت کنید.به نظر شما اگر در این شرایط شما به بانک مراجعه نموده و درخواست دو میلیون تومان پول کنید ، و کارمند بانک به شما این مبلغ را ندهد ، شما ناراحت و دلخور خواهید شد؟ آیا شما میتوانید عصبانی شده و با خشم از وی بخواهید تا حق شما را به شما پرداخت کند؟ قطعا" این کار کاملا" غیر منطقی و غیر عقلانی است.  موقعیت فعلی شما نتیجه تلاش و کوشش و پس اندازی است که درگذشته انجام داده اید. اگر همیشه ارتباط بین این دو را در نظر داشته باشید هرگز دچار عقده حقارت و خودکم بینی که در ادامه به خشم و عصبانیت منجر میشود نخواهیدشد.

گاهی اوقات ما درخواستمان بیشتر از میزان پس اندازمان است. در زندگی گاهی اتفاق می افتد که ما بیشتر از آن چیزی که سزاوارش هستیم درخواست میکنیم و توقع داریم . دیگران در این هنگام مقابل ما خواهند ایستاد. زیرا آنها هم به نظر خودشان این طور خواهد رسید که ما درحال زیاده خواهی و احیانا" حقه بازی هستیم. به همین خاطر همیشه خواسته هایتان را با شرایط فعلی خود بسنجید و بعد از اینکه این دو را باهم مطابقت نمودید ، اگر به نظرتان عقلانی بود به زبان بیاورید. توقعات بی جا باعث میشود که دیگران نگاهشان نسبت به ما عوض  بشود. دیگر اعتمادشان از دست خواهد رفت. سرویس دهی به ما را قطع میکنند و ما بخاطر این عدم دریافت ها ، خشمگین شده و ممکن است از کوره در برویم و تصمیمات عجولانه بگیریم که گاهی اصلا" قابل جبران نیستند. 

تصور و باور اینکه دیگران در حال سو استفاده از ما هستند و میخواهند سر ما کلاه بگذارند و یا اینکه با این روش که در پیش رو هست ، ممکن است حق من ضایع بشود، نگاه و باور منفی در خود ایجاد میکنیم. به یادداشته باشید که این جهان ، کاملا هوشمند آفریده شده است. هر آنچه برای شما اتفاق می افتد نتیجه افکار و سخنان و احساسات خودتان است. هیچ پیش آمدی در این جهان ، اتفاقی و از روی شانس نیست.قانونمندی های این جهان به قدری ظریف و دقیق هستند که به اصطلاح مو لای درزش نمی رود. 

واقع بین بودن در زندگی ، کمک میکند تا ما نگاه مثبت و بهتری نسبت به اطرافیانمان داشته باشیم. گاهی اوقات ما ساده لوحانه خود را فریب می دهیم. فریب رفتار و سخنان کسانی را میخوریم که باور و استنباط غلطی از آنها داشته ایم.واقع بین بودن  ، به ما کمک میکند تا بتوانیم بین سخنان و رفتار دیگران ، تمایز قایل بشویم و از برداشت های اشتباه جلوگیری  کنیم. مثلا بعضی ها عادت دارند در سخنان خود از کلمه " عزیزم " استفاده کنند.آنهم برای همه ! و در مقابل بعضی ها ،استفاده از این واژه را فقط برای اشخاص درجه یک به کار می برند و تعریف خاصی برای آن دارند. خوب وقتی کسی با این تفکر و باور ، با این واژه روبرو بشود ، چه فکری خواهد کرد. قطعا" به نظرش خواهد رسید که آن شخص حتما" از روی علاقه و عشق خاصی این واژه را به کار برده است. درحالی که این کلمه برای آن شخص کاملا" معمولی و عادی است و بدون منظور به کار برده میشود. 

در بعضی از فیلمها و سریال های تلوزیونی حتما" دیده اید که خانمی بدون منظور به آقایی گفته ، عزیزم ! و آن آقا تصور کرده که آن خانم عاشق و دلباخته وی شده است. خوب کسی که چنین نگاه و باوری نسبت به این کلمه دارد ، قطعا" برداشت خاص خودش را خواهد کرد. (در فیلم به یاد ماندنی دختر شیرنی فروش،  خانم خیاط به آقای مراجعه کننده می گوید عزیزم ! و ایشان ذوق زده شده و فکر میکند که ایشان از وی خوشش آمده است و دلباخته ایشان است چون !.به من گفت : عزیزم.

ما باید مراقب باشیم که برداشت هایمان درست و منطقی باشد. یک برداشت اشتباه میتواند باور ما را نسبت به شخصی عوض کند. 

حد و حدود خود را باید شناخت و بر اساس آن چهارچوب رفتار نمود و سخن گفت.درخواست ها و تقاضاهای ما باید بر اساس میزان داشته ها و اندوخته های سابق ما باشد. توقع بی مورد و بی جا میتواند احساس حقارت و خود کم بینی را در آدمها زنده کند. عقده های خفته در درون آدمها ، میتواند در زمان خشم و عصبانیت خود را نشان داده و باعث بشوند ما تصمیمات نابجایی بگیریم. 

همیشه خونسرد و آرام باشید. در بدترین شرایط و سخت ترین لحظات ، اشراف لحظه به لحظه خود داشتن ، موجب میشود که ما از اتخاذ تصمیمات عجولانه خودداری نماییم. 

در هنگام عصبانیت اصلا" به فکر  اینکه درحال از دست دادن چه چیزی هستید نباشید.اصلا" به این موضوع فکر نکنید که درحال کلاه گذاشتن بر سر شما هستند.

چون در موقع خشم و عصبانیت ، دقیقا" همین افکار و باورها به سراغ شما می آیند. شما تصور میکنید که همه میخواهند درحق شما اجحاف نمایند. همه میخواهند به نوعی از شما عبور کنند. این افکار کمک میکند تا خشم و عصبانیت ما بیشتر شده و تصمیمات بدتری بگیریم.

به خود اجازه بدهید که آن قسمت از زمان ، که درحال سپری کردنش هستید ، بگذرد. بعد از گذشت آن قسمت منفی در زندگی خود، متوجه خواهید شد که نه حقه ای در کار بوده و نه اینکه کسی میخواسته سر شما کلا بگذارد. در هنگام آرامش بهتر میتوان اندیشه نمود. با اندیشه درست و آرام، شما متیوانید تمامی جوانب یک پیش آمد را بررسی کرده و بهترین و درست ترین تصمیم را بگیرید حتی در شرایطی که ممکن است واقعا حق شما ضایع شده باشد.

همیشه احساس آرامی داشته باشید.


احساس آرام

افکار و رفتار ما ، موجب میشود که دیگران نسبت به آن، رفتاری مناسب با ما داشته باشند.در حقیقت ما نتیجه  رفتار و افکار خودمان را در عکس العمل دیگران مشاهده میکنیم. گاهی اوقات از بابت رفتار دیگران دلخور  می شویم و گله مند از اینکه چرا باید چنین رفتار ناجوانمردانه ای را با ما داشته باشند. درحالی که اگر به عمق مطلب پی ببریم می فهمیم که دیگران دقیقا" همان رفتاری را با ما میکنند که ما خودمان با آنها داشته ایم. شاید بگویید که اصلا" این صحیح  نیست . خیلی ازمواقع ما رفتاری بد و ناپسند نداشته ایم  ، اما عکس العمل ناپسندی مشاهده کرده ایم. گویا طرف مقابل با ما کینه و  خصومت داشته است.

در حقیقت چنین چیزی  امکان ندارد. حتی اگر کسی با شما خصومت  شخصی هم پیدا کند ، این نتیجه رفتار و افکار گذشته شماست. که الان به این شکل در آمده است. دیگران دوست ندارند حریمشان شکسته شود. دیگران دلشان نمی خواهد که حق وحقوقشان پایمال بشود. اما گاهی اوقات خواسته یا ناخواسته ، خود موجب میشوند تا حق و حقوق دیگران به گونه ای حتی گاهی ناملموس ، پایمال بشود. 

عکس العمل دیگران ، ممکن است دقیقا" شکل همان رفتاری که ما با آنها داشته ایم نباشد. اما ماهیت رفتار دیگران باما،  دقیقا" همان است که قبلا" خود ما در مورد ایشان انجام داده ایم.

افکار و باورهای ما ، که بصورت نوعی رفتار ، در اعمال ما مشاهده میشود ، همیشه یک تعریف خاص ، برای اطرافیانمان ندارد. رفتار ما در هر زمانی ، با نوع احساس خاصی که ضمیمه رفتارمان است ، تعریفی خاص دارد. 

دیگران نسبت به رفتار ما عکس العمل نشان میدهند. رفتار مثبت و خوب که ناشی از حس حمایت و دلسوزی و مهربانی است ، عکس العملی شبیه آن در طرف مقابل ما ایجاد میکند و برعکس افکار و رفتار خصمانه و ضربه زننده، عکس العملی مشابه آن در طرف مقابلمان ایجاد کرده و در نهایت موجب دلخوری  ما میشود.

گاهی اوقات شما ممکن است اصلا" منظور و قصدتان اذیت کردن و یا ضربه زدن به طرف مقابلتان نباشد، اما در طرف مقابل ، تعریفی همراه اذیت و ضربه زدن ، ایجاد کند. در اینجاست که شما ممکن است بخاطر عکس العمل طرف مقابل غافل گیر بشوید.

دیگران نقاط ضعف خاصی دارند. گاهی ما ناخواسته به نقاط ضعف آنها ضربه وارد میکنیم. آنها را در شرایط سختی قرار میدهیم. دراین هنگام اگر ما یک طرفه به قاضی برویم و فقط حق و حقوق خودمان را ببینیم  قطعا" از حال و روز و موقعیت طرف مقابلمان بی خبر خواهیم بود . 

وقتی شما با کف دستتان به یک تک سنگ ضربه وارد کنید ، به اندازه همان ضربه وارد شده ، به دست شما ضربه وارد میشود و احساس درد خواهید کرد. حال این ضربه هرچقدر شدیدتر باشد ، شما درد بیشتری در دست خود احساس می کنید. 

عکس العمل دیگران هم نسبت به رفتار ما این چنین است. دیگران نسبت به رفتار ما عکس العمل نشان میدهند.

به عنوان مثال ، راننده ای که با اتومبیل معیوبی که چراغ راهنمایش خراب است ،  حرکت میکند ، ممکن است توسط پلیس راهنمایی و رانندگی ، جریمه ای سنگین بشود.جریمه ای که به ظاهر اصلا" با میزان هزینه ای که درست کردن آن چراغ راهنما ، نیاز دارد ، همخوانی نداشته باشد. 

اما واقعیت ماجرا این است که ، تعریفی که خرابی یک چراغ راهنما برای افسر راهنمایی و رانندگی دارد ، با تعریف ما کاملا" متفاوت است. یک افسر راهنمایی و رانندگی ، طبق تعریف قوانین راهنمایی و رانندگی میداند که ، خراب بودن چراغ راهنما میتواند باعث تصادف های شدید و بروز خسارت های جبران ناپذیری بشود ، لذا جریمه ای که اعمال میکند ، به گونه ای است که میزان اهمیت معیبوب بودن اتومبیل را گوشزد میکند. راننده قطعا" ممکن است بشدت ناراحت و دلخور بشود و بگوید این کمال بی انصافی است که بخاطر یک لامپ کوچک  سوخته ی یک چراغ راهنما، جریمه ای به این سنگینی را به من  تحمیل کنند ، اما واقعیت امر این است که نبودن آن چراغ راهنما ، ممکن است خصوصا" در هنگام شب ، هنگام گردش به چپ یا راست ، باعث تصادف شده و حتی جان خود راننده ودیگران را به خطر بی اندازد. 

وزن و اندازه عکس العمل دیگران نسبت به ما ، دقیقا" هم وزن و اندازه ، رفتار خود ماست. ما تاوان رفتار خودمان را میدهیم. دلخوری معنا ندارد. دیگران آینه ما هستند. افکار و رفتار خوب و مثبت ، درست و منطقی ، عکس العملی منطقی و خوب به همراه  دارد. همیشه دیگران را نباید مقصر قلمداد نمود. 

مثالی دیگر: 

راننده اتوبوس مسافر بری ، که در هنگام شب به خواب میرود و موجب صدمه دیدن ده ها تن مسافر میشود ، باید در انتظار مجازات سختی باشد. در نگاه اول ، میتوان گفت ، مگر خوابیدن جرم است . آیا یک لحظه خوابیدن ، میتواند  این همه مجازات سنگینی در پی داشته باشد؟ آیا این بی انصافی نیست؟

همانطور که ملاحظه میکنید ، نفس عمل انجام شده در رفتار ما آدمها ، ممکن است اصلا" بد و ناپسند به نظر نیاید ، اما وقتی در شرایط خاصی و در محیط خاصی ، و از همه مهمتر با احساس خاصی ، انجام می پذیرد ، آنگاه دیگر معنا و تعریف خاصی هم پیدا میکند.

راننده اتوبوس مسافربری، با خوابیدن در پشت فرمان اتوبوس ، موجب میشود تا جان ده ها نفر انسان به خطر بی افتد. آیا این راننده خاطی میتواند انتظار گذشت و بخشش داشته باشد؟ رفتار این راننده ، موجب میشود تا عکس العملی متناسب با آن را تحمل نماید.

اکثر اوقات ما با رفتارمان به دیگران ، به نوعی صدمه و ضربه وارد میکنیم. اما همیشه هم دیگران را مقصر میدانیم. همیشه فکر میکنیم حق به جانب ماست. ناراحتی ودلخوری دیگران را ناشی از بی اعتمادی و عدم محبت و دوستی آنها نسبت به خودمان میدانیم. و با این تصور و باور ، ما هم دلخور و دلگیر میشویم و یک قهر طولانی یا کوتاه مدت را شاهد خواهیم بود. 

باید مراقب باشیم که ما با افکار و سخنان و رفتارمان به دیگران صدمه نزنیم. ما خودمان باعث میشویم که دیگران اعتمادشان به ما از دست برود. ما خودمان باعث میشویم که دیگران از ما دور بشوند. دلخوری و قهر بوجود بیاید. حریم دیگران را رعایت کنید. با رفتارتان به آنها صدمه نزنید تا عکس العمل نا زیبایی را از آنها شاهد نباشید. گاهی اوقات رفتار به ظاهر بی اهمیت ما ، ممکن است برای دیگران ، وضعیت آشفته و غیر قابل جبرانی را ایجاد نماید.گاهی اوقات ممکن است ما اصلا" باور نکنیم که این رفتار به ظاهر ساده ی ما، چقدر میتواند برای دیگری ضرر ایجاد نماید.

قبل از اینکه بخواهید تصمیمی بگیرید ، با خودتان بگویید اگر من این کار را انجام بدهم ، طرف مقابل من ، در چه شرایطی قرار خواهد گرفت؟ آیا متحمل ضررو زیان میشود یا اینکه صدمه ای به او نمی رسد؟ آیا دوست دارد که این اتفاق تکرار بشود یا اینکه از پیش آمد چنین اتفاقاتی شدیدا" دلخورمیشود؟ 

به یادداشته باشید که ، اهمیت نتیجه رفتار ما ، ممکن است صدو هشتاد درجه با میزان اهمیت و برداشتی که طرف مقابلمان دارد ، تفاوت داشته باشد. پس ملاک را نباید برداشت و استنباط خودمان بدانیم.

در ذهن خودتان  ، دو نفر را مجسم کنید که روبروی هم ایستاده اند و عدد هفت فارسی ، بین  آنها قرار دارد. یکی از آنها آن عدد را هفت میخواند و دیگری آن عدد را هشت میخواند . براستی کدامیک از آنها درست میگویند و حق به جانبش است؟ 

همانطور که ملاحظه میکنید هردو درست میگویند و هر دو ، عدد صحیحی را بیان میکنند. اما ، تفسیر و معنای هر عدد برای دیگری متفاوت است. قطعا" عدد هشت با عدد هفت یکی نیست . دو تا عدد متفاوت هستند. در این هنگام ، هیچ یک از آن دو هم نمیخواهد قبول کند که حق به جانب دیگریست. چون به واقع به  نوعی حق به جانب خودشان است.

رفتارو اعمال ما در هر زمان و مکانی ، تعریفی خاص برای اطرافیانمان دارد. گذشته ازتعریفی که برای خودمان دارد و ممکن است اصلا" معنای بدی نداشته باشد ، برای دیگران تعریفی دیگر و متفاوت دارد. دیگران نسبت به تعریف خاص خودشان ، برداشت میکنند و نظر میدهند و در ادامه ،رفتار میکنند.

به یادداشته باشید که هر کلمه و جمله ای ، و هر برخورد و حرکتی ، معنایی خاص دارد و دیگران با این معانی آشنا هستند. مهم نیست که شما خودتان در مورد این رفتارتان چه نظری دارید. مهم این است که این رفتار در این مکان  و در این لحظه ، چه بار احساسی برای طرف  مقابلتان ایجاد میکند.

این بار احساسی خاص موجب میشود تا دیگران ، عکس العملی مناسب با آن با ما داشته باشند. پس به شدت مراقب رفتارتان با دیگران باشید. 

اگر رفتارتان موجب صدمه زدن به دیگران بشود ، قطعا" از خود ،  عکس العملی نشان میدهند که موجب دلخوری و گله مند شدن شما خواهد شد.


احساس آرام

یکی از مهمترین عواملی که باعث شکست و ناکامی ما آدمها در زندگی و نرسیدن یا دیر رسیدن به خواسته هایمان میشود ، همان ترس و نگرانی از دریافت نوع نتیجه است. گاهی این نگرانی و دلهره ، آنقدر زیاد میشود که ما حتی موضوع اصلی را فراموش میکنیم و فقط درگیر آن استرس بوجود آمده و ترس از گرفتن نوع نتیجه می شویم.

اما براستی برای چه نوع نتیجه دریافتی باید این همه مهم باشد و در ما ایجاد ترس و نگرانی بنماید تا جایی که ممکن است بکلی وضعیت روحی و جسمانی ما را به مخاطره بی اندازد؟

پاسخ این سوال را باید در درون خودمان جستجو کنیم. ما آدمها بعد از انجام کارهایمان ، انتظار دریافت پاداش داریم. هرکسی در هر جا و مکان و هر موقعیتی که هست ، انتظار دارد بهترین نتیجه را از انجام کارهایش دریافت کند. زیرا بهترین نتیجه ، همراه با پاداش قابل قبول است. 

مثلا" من تلاش میکنم وبسایت احساس آرام را به خوبی مدیریت کنم تا بتواند با بازدید مناسب و خوب ، رتبه ی بهتری از نظر گوگل و یا الکسارنک  بدست بیاورد. 

بالا رفتن بازدید وبسایت احساس آرام ، و بدست آوردن رتبه جهانی و کشوری  مناسب ، و در ادامه ارزشمند تر شدن این وبسایت ، پاداشی است که من در انتظارش هستم.

این یک طرف سکه است. سمت دیگر سکه میتواند آن باشد که من به عنوان یک نویسنده ، مطالبی را که به نظرم خوب و شاید قابل استفاده برای بعضی ها باشد ، را در هر فرصت مناسبی ، در وبسایت احساس آرام قرار میدهم تا دیگران هم ، به نوعی از افکار و داشته های ذهنی من با خبر بشوند.همانطور که مطالب دیگران میتواند برای من مفید باشد و من میخوانم، شاید مطالب من هم برای کسانی ، مفید واقع بشود. 

خوب اگر این تصور  وجود داشته باشد، دیگر من ترس و  نگرانی بابت اینکه ، وبسایت احساس آرام بازدید قابل قبول و رتبه ی کشوری یا جهانی خوبی داشته باشد یا نداشته باشد رانخواهم داشت.

اگر هدف من از نوشتن ، خدمت باشد ، دیگر نگرانی و ترس وجود نخواهد داشت. زیرا خدمت به دیگران ، آنقدر ارزشمند است و از قدرت  معنوی بالایی برخورددار است که اجازه نمی دهد هیچ ترس و دلهره و هیچ نیروی منفی در پیرامون خود حضور داشته باشد. زیرا خدمت به دیگران موجب میشود که ما از نیروهای مثبت دیگران هم بهره  مند بشویم.

با این مقدمه ای که ذکر شد کمی هم در مورد خود ترس و دلهره و نگرانی از بدست آوردن نتیجه ، صحبت میکنیم.


احساس آرام

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

عکس آقای خامنه ای

آخرین جستجو ها

کیان طب سلامت ادرس جدید سایت بیاتوکره تپش قلم های یک مرد است .... اینجا سایت جدیدترین مطالب آموزشی و جذاب sbobet24h انقلاب علیه خود چــرتــــ و پـــرتــــ فروشگاه گلبهارآنلاین دانلود فیلم ,دانلود سریال ,رز دانلود کتابخانه ی دانش راسفند ایذه